¤¤¤  لحظات خوبی برای شما آرزومندیم  ¤¤¤

مشاهده پست هاي بدون جواب | نمايش مبحث هاي فعال

نام کاربري:
کلمه عبور:

به یاد داشته باش
فقط در در صفحه اصلی تالار میتوانید از ورود سریع استفاده کنید
درخواست عضویت   ورود 



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
forumtools   forumtools
نويسنده پيغام
 موضوع پست: علم سیاست / Politics
پستارسال شده در: سه شنبه 1 مرداد 1392, 7:24 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 27 شهریور 1391, 11:17 pm

پست ها : 775

محل سکونت: اِص فـــان

تشکر کرده: 2249 بار
تشکر شده: 1150 بار
هو الباقی

م: با سلام
این تاپیک فقط در زمینه علم سیاست و زیر شاخه های سیاسی ،احزاب ،جنبشها و .... فعالیت میکند.
(نه فقط یک شاخه ،حزب یا جنبش سیاسی فرد یا دولتی ،بلکه کل امر سیاست (بین المللی)


برتولت برشت نمایشنامه‌ نویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی با گرایش‌های سوسیالیستی و کمونیستی :
بدترین بیسواد، بیسواد سیاسی است
وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و میگوید که...: "از سیاست بیزار است".
چنین آدم سبک‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی می‌سازد، قتــل و غــارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید...

در ضمن سعی میشود مطالب (پست ها) کوتاه، مختصر و مفید درج شود تا تحلیل و پردازش برای خواننده آسان شود.

-----


تصوير



برای این پست از pato one تشکر شده است : 4 Lotusnice angeltiyamonlineفاطمه
  امتیاز: 17.39%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
پستارسال شده در: سه شنبه 1 مرداد 1392, 10:13 pm 

مورچه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: پنج شنبه 20 تیر 1392, 11:07 am

پست ها : 165

محل سکونت: تهران

تشکر کرده: 43 بار
تشکر شده: 89 بار
به نظر من رجال سیاسی در کشور ما بیشتر سیاست زده هستند تا سیاست مدار.

_________________
"ای کودک بی سرزمین شب میشکنه طاقت بیار". "



برای این پست از MOHAMMAD TAQI تشکر شده است : 2 pato onesogand
  امتیاز: 8.7%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
پستارسال شده در: دوشنبه 25 شهریور 1392, 10:33 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 27 شهریور 1391, 11:17 pm

پست ها : 775

محل سکونت: اِص فـــان

تشکر کرده: 2249 بار
تشکر شده: 1150 بار
علوم اجتماعی


تصوير


علوم اجتماعی به گروهی از رشته‌های دانشگاهی گفته می‌شود که به مطالعهٔ جنبه‌های اجتماعی انسان می‌پردازند.
علوم اجتماعی بخشی از علوم انسانی است که به بعد اجتماعی انسان می پردازد بر خلاف دیگر علوم انسانی که ممکن است اصلا بعد اجتماعی انسان برایش مهم نباشد مثل دانش روان شناسی .
بر خی از علوم اجتماعی عبارتند از:
۱.جمعیت شناسی
۲.جامعه شناسی
۳.مردم شناسی
۴.علوم سیاسی
۵.جغرافیای انسانی
۶.اقتصاد
۷.مدیریت
۸.علوم ارتباطات اجتماعی



برای این پست از pato one تشکر شده است : 2 fazilپرنسس
  امتیاز: 8.7%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
پستارسال شده در: دوشنبه 25 شهریور 1392, 10:38 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 27 شهریور 1391, 11:17 pm

پست ها : 775

محل سکونت: اِص فـــان

تشکر کرده: 2249 بار
تشکر شده: 1150 بار
تصوير


علم سیاست به عنوان یک رشتهٔ جداگانه در زمانی نه چندان دور به عنوان یکی از زیر شاخه‌های علوم اجتماعی تاسیس شد. با این وجود، اصطلاح علم سیاست همیشه اصطلاحی متمایز از فلسفهٔ سیاسی نبوده است، و این رشتهٔ مدرن دسته‌ای

مشخص از روش‌هایی قدیمی را در خود جای داده است از جمله؛ فلسفه اخلاق، اقتصاد سیاسی، الهیات سیاسی، تاریخ و دیگر رشته‌هایی که با این امر سر و کار دارند که چگونه می‌توان یک دولت ایده آل را برای یک کشور ایجاد کرد و ویژگی‌های آن را شناخت.

سابقهٔ سیاست در غرب به زمان اندیشمندان دورهٔ سقراط باز می‌گردد، فلاسفه‌ای چون افلاطون (۴۲۷-۳۴۷ قبل از میلاد)، گزنفون (۴۳۰-۳۵۴ قبل از میلاد) و ارسطو (پدر علم سیاست ۳۸۴-۳۲۲ قبل از میلاد). این نویسندگان در کتاب‌هایی چون جمهوریت و

قوانین نوشتهٔ افلاطون، سیاست و اخلاقیات نوشتهٔ ارسطو، به تحلیل فلسفی نظام‌های سیاسی دست زدند، و این گونه از دورهٔ شاعری و تاریخی یونان پا را فرا تر گذاشتند، نمونهٔ شاعران آن دوره را می‌توان هومر و هسیود معرفی کرد و نمونهٔ تاریخ

نگاران را هم می‌توان هرودوت و ثایسیدیس دانست در این بین نمایش نامه نویسانی چون سوفوکلس، اریستوفانس و اوروپیدیس نیز حضور داشتند.

از آنجا که علم سیاست اساسن مطالعهٔ رفتار انسان است، در تمام زمینه‌های این علم، مشاهدات در محیطی کنترل شده انجام می‌یابند، چرا که با تغییر محیط و ورود دیگر متغیرها به این مشاهده نتایج دست کاری شده و به مشاهدهٔ واقعی نمی‌رسیم و روش‌های تجربی هم به طور روزافزونی جای خود را در این علم باز کرده‌اند.

به این خاطر دانشمندان علم سیاست در طول تاریخ همیشه به دنبال مطالعه از طریق مشاهدهٔ رفتار نخبگان سیاسی، نهادها و افراد یا گروه‌ها بوده‌اند تا بتوانند الگوهای کلی مناسبی را که بتوان نظریه‌های سیاسی را بر روی آنها استوار کرد، ارائه دهند.

همانند تمام شاخه‌های علوم اجتماعی، علم سیاست با دشواری‌های مشاهده اعمال و رفتارهای انسانی رو به روست، چرا که رفتار انسانی تنوع و گوناگونی فراوانی دارد و انسان‌های متفاوت در موقعیت‌های مشابه دست به انتخاب‌های متمایزی می‌زنند و این امر مانند مطالعهٔ بدن انسان در زیست‌شناسی و یا اشیاء ثابت در علم فیزیک نیست.

علی رغم این دشواری‌ها، علم سیاست معاصر توسط روش‌های متعدد و رویکردهای نظری گوناگون پیشرفت و توسعه یافته است. اغلب بر خلاف رسانه‌های ملی، دانشمندان علوم سیاسی در صدد تحلیل و بررسی یک موضوع در طولانی مدت هستند و معمولن دربارهٔ رخدادهای حال حاضر به تحلیل‌های عمیق و ارائهٔ نظریه‌های جدید نمی‌پردازند.

حضور علم سیاست به عنوان یک رشتهٔ دانشگاهی توسط دانشگاه‌های مشخصی که این رشته را در نظام آموزشی خود با همین عنوان جای دادند، به اواخر قرن نوزدهم باز می‌گردد. یعنی آن گونه که اندیشمندانی در این رشته تربیت شوند و تا دورهٔ دکترا بتوانند به ادامهٔ تحصیل بپردازند.

در این میان تاریخچهٔ غنی سیاست هم به دانشگاهی شدن و تدوین واحدهای درسی آن کمک کرد و باعث شد تا رویکردهای متنوعی در تدریس این رشتهٔ جدید التاسیس ایجاد شود.

بیشتر اندیشمندان و دانشمندان علم سیاست در یکی یا بیشتر از این پنج شاخهٔ این رشته مشغول به کار و مطالعه هستند:
سیاست تطبیقی، شامل مطالعات منطقه‌ای
روابط بین‌الملل
فلسفهٔ سیاسی
ادارهٔ عمومی
حقوق عمومی


این علم بسیار زیاد با سیاست در عرصهٔ نظر و در میدان عمل، تحلیل نظام‌های سیاسی و رفتارهای سیاسی سر و کار دارد. اندیشمندان سیاسی خود را درگیر در شناسایی ارتباطات اساسی میان شرایط و تحولات سیاسی می‌بینند و از طریق این کار سعی در ساختن اصولی اساسی برای منظم کردن علم سیاست و پیش بینی کارهای سیاسی در جای جای دنیا دارند.

علم سیاست با رشته‌های دیگر هم تداخل دارد؛ من جمله، اقتصاد، حقوق، روان‌شناسی، تاریخ، مردم شناسی، حقوق اداری، سیاست عمومی، سیاست ملی، ارتباطات بین‌الملل، سیاست تطبیقی، جامعه‌شناسی، موسسات سیاسی و نظریه‌های سیاسی.
گرچه قرن نوزدهم را زمان تدوین تمام شاخه‌های علوم اجتماعی می‌دانند، اما علم سیاست ریشه‌هایی در دوران باستان دارد؛ در واقع، این علم تقریبن ۲۵۰۰ سال پیش توسط کارهای افلاطون و ارسطو سازمان یافت.



برای این پست از pato one تشکر شده است : 3 fazilnice angelparisa
  امتیاز: 13.04%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
پستارسال شده در: دوشنبه 19 اسفند 1392, 11:55 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 27 شهریور 1391, 11:17 pm

پست ها : 775

محل سکونت: اِص فـــان

تشکر کرده: 2249 بار
تشکر شده: 1150 بار
تصوير


قدرت سیاسی چیست؟


مفهوم قدرت سیاسی از مهم‌ترین مفاهیم سیاسی است، به طوری که از آن به عنوان جوهر سیاست یاد می‌شود.

قدرت(power) به مفهوم «توانایی تحمیل اراده یک فرد بر دیگران، حتی برخلاف میل آنها» اساساً یک مفهوم جامعه شناختی است که هم شامل قدرت فیزیکی و هم شامل قدرت سیاسی می شود و در یک وضعیت اجتماعی بروز می کند.

قدرت سیاسی (political power)آن نوع از قدرتی است که یک فرد یا گروه در درون جامعه برای تأثیرگذاری و کنترل زندگی سایر افراد و گروهها دارا هستند.در عرصه سیاسی راههای گوناگونی برای بدست آوردن این نوع از قدرت وجود دارد.

معروف ترین شیوه برای این که یک فرد از قدرت سیاسی برخوردار شود، این است که او رئیس سیاسی رسمی دولت اعم از رئیس جمهور، نخست وزیر، شاه یا امپراتور باشد. البته قدرت های سیاسی، محدود به سران دولتها نیست و حیطه آن به نفوذ اجتماعی فرد یا گروه دارنده قدرت نیز مرتبط است. به طور سنتی مهمترین عامل تشکیل دهنده و نگهدارنده قدرت سیاسی از طریق اعمال قدرت نظامی، جمع آوری ثروت و کسب دانش بوده است.

قدرت سیاسی وقتی از مشروعیت اجتماعی برخوردار باشد، از آن به عنوان اقتدار یاد می شود. با این وجود در طول تاریخ نمونه های زیادی از سوءاستفاده دارندگان قدرت سیاسی از این نوع وجود داشته است. این موارد سوءاستفاده از قدرت در همه نظامها وبیشتر در نظام های سیاسی استبدادی و دیکتاتوری صورت می گیرد که قدرت در دست عده معدودی جمع شده و عوامل کنترل کننده آن همچون نقد و انتقاد عمومی و زمینه های بحث های سیاسی و سایر ابزارهای عمومی کنترل قدرت وجود ندارند، یا با محدودیت روبرو هستند.

در طول تاریخ برای حل این مشکلات راه حل های مختلفی تجربه شده که بسیاری از آنها رفع این معضلات را در تقسیم قدرت، محدود کردن میزان قدرتی که یک فرد یا گروه می توانند داشته باشند و نیز اعطای حقوق حمایتی به افراد از طریق تصویب قوانین جستجو کرده اند.

در همین مسیر نظریه بسیار معروف تفکیک قوا یعنی تقسیم قدرت سیاسی بین سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه ظهور کرد که امروزه مورد عمل قوانین اساسی تقریباً تمامی کشورهای جهان است.

در نظام های سیاسی مردم سالار قدرت سیاسی از طریق انتخابات بین افراد، گروهها و احزاب دست به دست می شود.به همین دلیل است که در جهان کنونی مهمترین هدف احزاب سیاسی بدست گرفتن قدرت سیاسی برای رهبران و اعضای خود است.



برای این پست از pato one تشکر شده است : HASSAN
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
پستارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1392, 9:20 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 27 شهریور 1391, 11:17 pm

پست ها : 775

محل سکونت: اِص فـــان

تشکر کرده: 2249 بار
تشکر شده: 1150 بار
حکومت


واژه حکومت از ریشه عربی حکم می‌آید که به معنی قضاوت کردن و دستور دادن و داوری کردن و همینطور جلوگیری کردن و دهنه زدن به اسب است. این واژه با واژه حکمت به معنی دانایی نیز هم‌ریشه است.

حکومت نظامی است که تحت آن یک کشور یا یک اجتماع اداره می‌شوند. حکومت ابزاری است که به وسیله آن سیاست‌های دولت مورد اعمال واقع می‌شوند و همین طور این نهاد خود سیاست گذار و تعیین کننده راهبرد‌های پیش روی کشور است.


نوع حکومت و شکلی که کشور با آن اداره می‌شود، به نظام‌های سیاسی مختلف و نهاد‌ها و ابزار‌هایی بستگی دارد که مورد استفاده ایشان قرار می‌گیرد. این نهاد معمولا از سه بخش یا قوه تشکیل می‌شود: قوه مقننه، قوه مجریه و [قوه قضاییه].

تمام کشور‌ها با حکومت‌هایی که از پی هم می‌آیند، اداره می‌شوند. هر حکومتی که جایگزین حکومت دیگر می‌شود متشکل از بدنه‌ای از افراد است که تصمیمات سیاسی را اتخاذ کرده و بر اجرای آنها نظارت دارند. کارکرد ایشان این است که قوانین را ایجاد کرده و آنها را عملی سازند و در مواقع اختلافات و درگیری‌ها میان طرفین دعوا داوری کنند. در بعضی از جوامع، این حکومت‌ها به گونه‌ای ابدی یا موروثی کنترل امور را در دست دارند. در دیگر جوامع، مانند دموکراسی‌ها، نقش‌های سیاسی در جای خود باقی می‌مانند اما جا به جایی در میان افرادی است که در این نقش‌ها و موقعیت‌ها قرار می‌گیرند.

حکومت به هر شکلی که وجود داشته باشد بر تمام فعالیت‌های شهروندان به طرق بسیار مهمی تاثیر گذار است. به همین دلیل، دانشمندان علم سیاست عموما بحث می‌کنند که حکومت نباید به تنهایی مورد مطالعه قرار بگیرد، بلکه این مطالعه باید به همراه مطالعه انسان شناسی، اقتصاد، تاریخ، فلسفه، علم و جامعه شناسی باشد.


با تجزیه موجوديت حكومت، چهار ركن و عنصر اساسي زير را استخراج مي­كنيم:

1. امرده؛

2. امربر؛

3. امر؛

4. رابطة امردهي و امربري.

از ديدگاه معرفت سياسي، چهارمين ركن، اساسي­ترين موضوع و عنصر براي تجزيه و تحليل است. در واقع، عناصر سه­گانة ديگر شرايط لازم براي وجود حكومت و سياست هستند لكن عنصر چهارم، شرط كافي است. يعني،ممكن است امرده، امربر و امر بالقوه (و حتي بالفعل) وجود داشته باشند ولي حكومت و سياست وقتي تشكيل مي­شود كه بين آنها رابطه­اي پايدار و مستمر ايجاد شده باشد.

در مبادي و مقدمات علم سياست تا حدودي به شناخت سه ركن پيشين، مي­پردازند. چون امرده و امربر ذاتاً، انسان هستند و در چارچوب رابطه­اي اجتماعي نقش امرده و امربر را ايفا مي­كنند. بنابراين، براي شناخت كلي و عمومي آنها، به علم انسان­شناسي نياز است. شناخت «امر» نيز در اصل، در قلمرو رشته­هاي حقوق، فقه و اخلاق است.

پس تمركز اساسي علم سياست در رابطة امردهي و امربري است و به همين دليل اين معرفت با جامعه­شناسي و «دانش ارتباطات» پيوند مي­خورد. از لحاظ ارتباطات، «امر» به مثابه پيامي است كه از امردهنده به امربرنده ابلاغ و اعلام مي­شود. از ديدگاه جامعه­شناختي نيز وجود رابطة امردهي و امربري بين انسانها، يكي از عوامل ايجاد جمع و گروه است كه به منزلة نوعي تقسيم كار و ايجاد سلسله مراتب است.

زيرا انسانها مشاغل و نقشهايي مانند امردهي و امربري را بين خود تقسيم كرده­اند. مثلاً برخي افراد با اتخاذ نقش امردهي، در واقع، موقعيت و پايگاه­هايي برتر از پايگاه­هاي افراد امربرنده به دست آورده­اند. لذا رابطة امردهي و امربري با سلسله مراتب قشربندي و طبقه­بندي جامعه به نوعي ملازمت دارد.



برای این پست از pato one تشکر شده است : 5 fazilHASSANpaeezعلیویولا
  امتیاز: 21.74%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
پستارسال شده در: سه شنبه 27 اسفند 1392, 11:39 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 27 شهریور 1391, 11:17 pm

پست ها : 775

محل سکونت: اِص فـــان

تشکر کرده: 2249 بار
تشکر شده: 1150 بار
اهميت و ضرورت شناخت سياست


امروزه، انسان اجتماعي هر روز و همه جا با سياست سرو كار دارد. كافي است تا راديو يا تلويزيون روشن و برنامه­اي از آن­ها پخش شود؛ اين برنامه­هاي گوناگون اعم از خبري، سرگرمي و غيره، هر كدام به نحوي، آثار سياست را منعكس مي­كنند.

سياست كلي و كلان حكومت­ها، با نظارت مستقيم يا غيرمستقيم بر رسانه ­ها، تعيين مي­كنند چه چيزي در چه مقدار و چگونه پخش شود. جلوه ­هاي سياست در منازل باز هم فراوان است، مثلاً، درهرخانواده والدين شاهد آموزش و انجام تكاليف فرزندي هستند. اين كه چه چيزي، چه مقدار و چگونه بخواند، بر مبناي تصميم­گيري دولتمردان در سطح كلان ملي است.

مظاهر سياست، در حريم خانواده، گاهي به شكل عميق­ تر و حادتري نيز مشاهده مي­شود. اعضاي خانواده ممكن است دربارة دولتمردان، نهادهاي سياسي و احزاب مختلف نظرات متفاوتي داشته باشند مثلاً، پدر از يك مسؤول ملي راضي و مادر به شدت مخالف او باشد. دختر طرفدار حزب ياگروه سياسي خاصي باشد و پسر با آن­ها ضديت داشته باشد.

پس، در خانواده كه سلولي از جامعه و طبيعي­ترين حريم امن زندگي افراد است، سياست به حق يا باطل، به رضا يا به اكراه، مفيد يا مضر، كم يا زياد، خود را به درون كشانده و تأثيرات قاطع و سرنوشت­ساز بر جاي گذارده است.

حال پاي را از منزل و حريم خانواده يك قدم بيرون مي­گذاريم و بلافاصله به طور مستقيم يا غير مستقيم در محاصرة امواج سياست قرار مي­گيريم. مثلاً، اين سياست و تصميم­گيري كلان ملي و شهري است كه به من اجازه مي­دهد در كجا به چه شكل و چگونه ساختمان بسازم. پس هر گاه انسان بخواهد عملي انجام بدهد اما در تصميم­گيري و انتخاب، نتواند آزادي و ارادة خود را اعمال نمايد و ناگزير ملاحظات عمومي را در نظر بگيرد در واقع، وارد عرصة سياست شده است. با گذر از كوچه، در خيابان نيز آثار سياسي را مشاهده وحس مي­كنيم. اتومبيل­هاي فراوان در خيابان ديده مي­شود كه ساخت كشورهاي مختلف است؛ شايد كسي مدل و مارك ماشين به خصوصي از كشوري را دوست داشته باشد كه بيش­تر وارد كشور شود، اما اين سياست كلان ملي است كه تعيين كرده چه مدلي و از چه كشوري و به چه مقدار وارد شود.

از سوي ديگر، شايد راننده بخواهد با هر سرعتي و به هر شكلي و از هرطرف كه بخواهد رانندگي كند، ولي خط­كشي، چراغ راهنما و پليس قواعد ويژه­اي را به او تحميل مي­كنند تا نظم و مصلحت عمومي حاصل شود. درپياده­روها، مردم زيادي در حركت هستند و مغازه­هاي متعددي توجه ما را جلب مي­كنند. مشاهده كنندة آگاه، در اين جا نيز، آثار سياست را تشخيص مي­دهد. فروشنده­ها بايد جواز كسب داشته باشند؛ هر كسي در هر محلي نمي­تواند كسب و كار دلخواهش را راه بيندازد، زيرا، سياست كلان ملي تعيين مي­كند كجا مسكوني باشد و كجا تجاري؛ مقررات كلي و ملي است كه مي­گويد در هر محله به كدام كسب و كار و از هر صنف به چه ميزان نياز است.دستمزد مشاغل و قيمت كالاها به انحاي مختلف، چه مستقيم وچه غيرمستقيم، تحت نظارت و تصميم­گيري حكومت­ها است.

به اين ترتيب، يك شهروند پي مي­برد كه امروزه سياست همة عرصه­ ها و زندگي­اش را در بر گرفته است و اين پديده تأثير اساسي در خوشبخت شدن يا نشدن او دارد. پس خود را ملزم مي­داند تا آن را بشناسد و در صورت مفيد بودن در حفظش بكوشد و اگر بي­فايده و مضر مي­داند در تغيير و براندازي آن قدم پيش بگذارد.

شناخت سياست، سهل و ممتنع است. چون ما شب و روز همه جا با سياست در ارتباط هستيم، موارد و مصاديق آن را مي­شناسيم و مي­دانيم كدام مورد سياسي و كدام امر فرهنگي و اقتصادي است. پس، از سياست شناخت شخصي و تجربي داريم يعني، مي­دانيم چه چيزي سياسي است اما به راحتي درنمي­يابيم كه سياست چيست؟ يعني مظاهر و مصداق­هاي سياست را مي­شناسيم ولي در تعريف مفاهيم آن در مي­مانيم. هر فرد عامي، تقريباً مي­داند و تشخيص مي­دهد كه كدام امر سياسي است. هرچند، از عصرافلاطون و ارسطو تا به امروز فيلسوفان متعددي كوشيده ­اند تا تعريف و مفهوم علمي و دقيق سياست را كشف و ارائه كنند، اما كم­تر به ديدگاه­هاي نظري مشتركي رسيده ­اند.

تصوير



برای این پست از pato one تشکر شده است : 2 HASSANpaeez
  امتیاز: 8.7%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 

اطلاعات

تعداد صفحات: صفحه 1 از 1

    

تعداد پست ها:  7 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان مدير انجمن: شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
جستجو براي:
انتقال به:  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
cron

کپی رایت

 
yukari

Powered by : phpBB | Style by: Meis@M & GOD send
Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com | New Zeland Shuttle