¤¤¤  لحظات خوبی برای شما آرزومندیم  ¤¤¤

مشاهده پست هاي بدون جواب | نمايش مبحث هاي فعال

نام کاربري:
کلمه عبور:

به یاد داشته باش
فقط در در صفحه اصلی تالار میتوانید از ورود سریع استفاده کنید
درخواست عضویت   ورود 



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 40 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4
forumtools   forumtools
نويسنده پيغام
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: دوشنبه 5 خرداد 1393, 8:53 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 27 شهریور 1391, 11:17 pm

پست ها : 775

محل سکونت: اِص فـــان

تشکر کرده: 2249 بار
تشکر شده: 1150 بار
patriot نوشته است:
چرا بچه ها به حرف بزرگترها گوش نمی‌دهند؟




ناتوانی در وادار کردن بچه ها به گوش دادن حتی به یک دستورالعمل ساده وقتی تلویزیون نگاه می کنند و یا سرگرم بازیهای دیجیتال هستند، تجربه ای مشترک است که خیلی اوقات بزرگترها را به شدت عصبی می کند. این حرف دل همه بزرگترها است؛ پدر و مادرها و آموزگاران همه در این تجربه احساس اشتراک می کنند.

دانشمندان می‌گویند بی‌توجهی کودکان به والدین (در اغلب موارد) دلیل علمی دارد.

توانایی کودکان برای نادیده گرفتن آنچه خارج از حیطه توجه نزدیکشان است به حدی است که حتی حرف زدن با یک بلند گوی قوی تاثیر محدودی روی آنها دارد.

اما دانشمندان معتقدند این بی‌توجهی یا به اصطلاح بی‌حواسی دلیل علمی دارد که به کارکرد مغز کودکان مربوط است.

آنها می گویند کودکان "عمدا" (آگاهانه) ما را نادیده نمی‌گیرند، حقیقت این است که آنها دچار "کوری ناشی از بی‌توجهی" هستند؛ منظور از این کوری همان تفاوت بین دیدن و نگاه کردن است یا بین شنیدن و ثبت کردن آنچه گفته شده است؛ در هرحال نتیجه آن عدم آگاهی است، به خصوص خارج از دایره توجه لحظه‌ای.

پروفسور نیلی ِلوی از دانشگاه کالج لندن (یو سی اِل) می‌گوید آگاهی کودکان از محیط اطراف بمراتب کمتر از بزرگسالان است.

"والدین، مراقبان و یا آموزگاران باید بدانند که در مقایسه با بزرگسالان، تمرکز حتی روی یک مسئله کوچک و ساده توجه بچه ها به محیط اطراف را کاهش می دهد."

به عنوان مثال وقتی کودکی موقع عبور از خیابان، زیپ لباسش را می بندد، ممکن است دیگر قادر به تشخیص رفت و آمد خودروها نباشد، در حالیکه برای فرد بزرگسال این کار مشکلی نیست."

پروفسور نیلی ِلوی اضافه می کند: "میزان آگاهی از آنچه بیرون دایره تمرکز کودک است با رشد او ارتباط دارد و با افزایش سن کودک بیشتر می شود." در نتیجه کودکان کوچکتر بیشتر در معرض کوری ناشی از بی‌توجهی هستند."

دیدگاه های پروفسور ِلوی بر تحقیقی که اخیرا روی کودکان و بزرگسالان انجام داده استوار است. او برای ارزیابی میزان "کوری ناشی بی‌توجهی" از ۲۰۰ نفر از بازدید کنندگان موزه علوم لندن خواست در هفت مثال مختلف، بلندترین خط را روی یک صفحه نمایش را تعیین کنند.

در یکی از این مثال‌ها، یک مربع سیاه روی صفحه نمایش ظاهر شد، نود درصد بزرگسالان متوجه بالا آمدن این مربع شدند، در حالیکه تنها ده درصد بچه های بین هفت تا ده ساله آن را دیدند.

نوجوانان ۱۱ تا ۱۴ ساله هم هشیاری کمتری نشان دادند. هشیاری آنها با دشوار شدن سطح آزمایش کمتر می‌شد.

این یافته باعث تعجب پروفسور لِوی شد. او می‌گوید "در کودکان، کورتکس (قشر مغز) بینایی اولیه، به شی روی صفحه نمایش واکنش نشان نمی داد. به نظر می رسد قشر بینایی تا ۱۴ سالگی و حتی بعد از آن تکامل پیدا می کند. ولی انتظار نداشتم نوجوانان هم دچار "کوری ناشی از بی‌توجهی" باشند. خوب است که بفهمیم این توانایی در چه سنی کامل می‌شود."

پژوهش‌های قبلی در میان بزرگسالان نشان داده کورتکس بینایی اولیه، مسئول درک و دیدن چیزها هست، در صورت آسیب این ناحیه، فرد دچار عدم آگاهی از محیط پیرامونش می‌شود.

مسلما تاخیر در کامل شدن این توانایی باعث نگرانی در مورد سلامت و ایمنی فرد می‌شود. به عنوان مثال، در صورت اختلال در این توانایی، یک کار ساده مانند ارسال پیامک با تلفن همراه موقع عبور از خیابان، یک کار خطرناک است.

اما این "کوری ناشی از بی‌توجهی" مزایایی هم دارد.

چه کسی دلش نمی خواهد بی مزاحمت و بدون پرت شدن حواس به کارش برسد؟

بی تردید عدم آگاهی محیطی به معنی این است که می توانیم متمرکز باقی بمانیم و تمرکز بالا داشته باشیم."

روانشناسان می گویند ما ظرفیت محدودی برای توجه و تمرکز داریم، طبیعتا برای انجام کارهایی که به تمرکز نیاز بالا دارند، این خصوصیت خودش را نشان می دهد.

ریچارد وایزمن استاد روانشناسی دانشگاه "هارتفوردشر" انگلستان، فرآیندهای بینایی انسان را به تفصیل مطالعه کرده و آنها را "بی‌اندازه پیچیده" می‌داند.

"بخش بزرگی از مغز به این کار اختصاص دارد، کار مشکلی است و به همین دلیل مغز نمی‌خواهد به موضوعات بی اهمیت بپردازد."

برای همین به "کوری ناشی از بی‌توجهی" نیاز داریم، چرا که درغیر اینصورت نمی‌توانیم تمرکز کنیم."

ما این تصور باطل را داریم که مغزمان همیشه در حال مشاهده همه چیز است، بنابراین وقتی متوجه چیزی نمی‌شویم، تعجب می‌کنیم.

پروفسور وایزمن آزمایش معروف "توجه گزینشی" را تکامل داده که طی آن روشن می‌شود چطور ممکن است در یک فیلم متوجه وجود یک گوریل نشویم.

او می گوید در زندگی موارد زیادی هست که ما از چیزهایی بدیهی غافل می شویم؛ مثل راننده ای که عابر را نمی بیند چون متوجه خطر دیگری است. "ما بزرگسالان دائما یاد می‌گیریم چه چیزهایی مهم نیستند."

همه ما به شکلی به "کوری ناشی از بی‌توجهی" دچاریم، همه از آن ناراضی هستیم ولی لازمه زندگی است.

ولی یادمان بماند وقتی حواسمان متمرکز تلویزیون است انتظار نداشته باشیم بچه هایمان از اینکه دیده نمیشوند خوشحال باشند.


این کوریِ ناشی از بی توجهی تو من از دوران کودکیم همینطوری باقی مونده ،نمیدونم چرا !!!!!!
این درمان یا نسخه مسخه نداره ؟


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: سه شنبه 13 خرداد 1393, 6:39 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 7 آذر 1390, 12:30 pm

پست ها : 2819

محل سکونت: قم- در قرمزه

تشکر کرده: 2764 بار
تشکر شده: 2395 بار
به سوالات عجيب و غريب کودکان چه جوابی بدهیم؟



زندگی مثبت: دنياي کودکان پر از سوالات مختلف است و گهگاه سوالات عجيب و غريبشان والدين را دچار سردرگمي عجيبي مي‌کند.عده‌اي معتقدند فرزنداني که زياد سوال مي‌پرسند کمي غيرعادي هستند و کودکان ساکت را به داشتن يک کودک کنجکاو ترجيح مي‌دهند اما نه سوال پرسيدن کودکان موضوعي غيرعادي است و نه جواب دادن به آن کاري دشوار. دکتر بنفشه غرايي، روان‌شناس باليني راهکارهايي را در مورد نحوه جواب دادن به سوالات کودکان در اختيار شما قرار مي‌دهد.

تصوير


لوح سپيد کودکان

کودکان مانند يک لوح سپيد هستند که هيچ چيزي روي آن نوشته نشده و اين لوح سپيد تمامي اطلاعات خود را از محيط اطراف خود چه از طريق خانواده و چه جامعه دريافت مي‌کند. زماني که بچه‌ها اطلاعات را جمع‌آوري کردند به‌تدريج شروع به پرسيدن سوال از والدينشان مي‌کنند. هر چقدر کودک نسبت به محيط اطراف خود دقت بيشتري داشته باشد به همان اندازه سوالات بيشتري از خانواده خود مي‌پرسد. در ابتدا سوالات کودکان عيني‌تر است يعني مربوط مي‌شود به چيزهايي که مي‌بينند و در مورد آنها از پدر و مادر پرس‌وجو مي‌کنند اما به‌تدريج که سن کودک بالاتر رفت سوالات او انتزاعي‌تر مي‌شود مثل خدا کجاست؟ بچه‌ها از کجا مي‌آيند؟ خوب بودن يعني چه؟ و سوالاتي از اين قبيل اما اين نکته را هم به خاطر داشته باشيد تا زماني که کودک، مرحله اول که مربوط به سوالات عيني است را پشت سر نگذارد به مرحله دوم که سوالات انتزاعي است نخواهد رسيد.

اما واکنش والدين در مقابل سوالات کودکان بسيار مهم است و تاثير زيادي در شکل‌گيري شخصيت فرزندان دارد. نکته‌اي که بايد به آن توجه کنيم اين است که در هيچ شرايطي به فرزندتان دروغ نگوييد. ممکن است فرزندتان در مورد چگونگي به دنيا آمدن خودش سوال بپرسد و شما به اين دليل که نمي‌خواهيد جواب واضحي به او بدهيد، بگوييد لک‌لک‌ها بچه‌ها را به اين دنيا مي‌آورند يا جواب‌هايي مثل اينکه از بيمارستان تو را انتخاب کرديم.

دقت کنيد که شما از آن خانواده‌هايي نباشيد که جواب سوالات کودکتان را به اين صورت مي‌دهيد. اينگونه جواب‌ها 2 پيامد منفي دارد؛ دروغ والدين باعث مي‌شود کودک به والدين خود اعتماد نکند يا اينکه تصور کند شما به‌عنوان پدر و مادر نادان هستيد و در اينجا رابطه بين والد و کودک آسيب مي‌بيند. در چنين شرايطي معمولا بهترين حالت اين است که از خود کودک بپرسيم در مورد سوال مطرح‌شده‌اش چه اطلاعاتي دارد. در واقع در قدم اول بايد اطلاعات کودک را استخراج کنيم تا متوجه شويم چه چيزي در ذهنش دارد. ممکن است فرزندتان از يک منبع نادرست به جواب سوالش رسيده باشد و به همين دليل به‌عنوان يک والد بايد بدانيد چه چيزي در ذهن کودکتان است. بعد از اينکه فرزندتان اطلاعات خودش را بيرون ريخت سعي کنيد دانسته‌هايش را در مورد سوال را تصحيح کنيد. اگر جواب فرزندتان براساس باورها و عقايد مشروع نبود اصلا دستپاچه نشويد و سعي کنيد با آرامش، داده‌هاي مناسب سن فرزندتان به او بدهيد چون اگر غير اين عمل کنيد تاثير سوئي در شخصيت فرزند مي‌گذارد و سوالات او برايتان به يک دغدغه بزرگ تبديل خواهد شد.

کودکاني که هر چيزي را به دهان مي‌برند

کودکان در مراحل اوليه رشدشان تفاوت بين خود و دنياي پيرامونشان را درک نمي‌کنند چون در اين مراحل مرز بين خود و دنياي اطراف خود را تشخيص نمي‌دهند. کودک ممکن است بين دست خود و پايه يک صندلي هيچ تفاوتي قائل نشود چون هنوز نتوانسته دنياي بيروني خود را درک کند. دنياي بيرون براي کودکان سرشار از محرک‌هاي مختلفي است که براي آنها تازگي دارد و به همين دليل نسبت به آن کنجکاوي نشان مي‌دهند و به دهان بردن اشياء ابزار اوليه آنها براي شناسايي محيط اطرافشان است.

تفاوت‌هاي جنسيتي

کودکان تفاوت‌هاي جنسيتي را از طريق خانواده و جامعه مي‌آموزند. آنها در اين سن از محيط بيرون خود الگوبرداري مي‌کنند. دختري که در سن کودکي کفش مادرش را پا مي‌کند در واقع در حال الگوبرداري است. اين سني است که مي‌توان در کودک تاثير گذاشت و الگوهاي مناسبي را در اختيارش قرار داد. نحوه پوشيدن لباس، مدل مو و الگوهاي ديگري که از طريق خانواده در معرض ديد کودکان قرار مي‌گيرد به‌تدريج آنها را با تفاوت‌هاي جنسيتي آَشنا مي‌کند و مفهوم دختر و پسر، زن و مرد در ذهنشان شکل مي‌گيرد. اين مرحله و در واقع آشنايي کودک با تفاوت‌هاي جنسي بين مرد و زن جاي نگراني ندارد و خانواده‌ها بايد در مورد اين موضوع با بچه‌ها صحبت کنند و الگوي مناسبي را در مورد کنجکاوي کودکان و سوالاتشان در اختيارشان قرار دهند.

_________________
تموم شهر خوابيدن من از فكر تو...


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: سه شنبه 14 مرداد 1393, 2:55 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 7 آذر 1390, 12:30 pm

پست ها : 2819

محل سکونت: قم- در قرمزه

تشکر کرده: 2764 بار
تشکر شده: 2395 بار
بچه‌هايي که ناخن مي‌جوند...

تصوير

دكتر علي باغبانيان، روان‏پزشک، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران:

يکي از شايع‌ترين اختلال‌هاي روان‌پزشکي در کودکان، ناخن‌جويدن است که جزو گروه بيماري‌هاي عادتي محسوب مي‌شود. انگشت مکيدن نيز از ديگر موارد اختلال عادتي مشابه ناخن جويدن در کودکان به شمار مي‌رود. شيوع ناخن جويدن در کودکان حدود 10 درصد است. اين اختلال هم در پسربچه‌ها و هم در دختربچه‌ها ديده مي‌شود. در بيشتر موارد، اين بيماري بين 2 تا 4 سالگي شروع مي‌شود. تعداد قابل‌توجهي از اين کودکان دوره‌هايي از انگشت مکيدن را نيز دارند.

معمولا در ابتدا ناخن جويدن به شکل کندن پوست اطراف ناخن شروع مي‌شود و در ادامه، کودک ناخن‌ها را با دست جدا مي‌کند و سپس با دندانش، آنها را مي‌جود. کندن جوش‌هاي صورت، موهاي بدن و گاهي حتي کندن مو با اين اختلال ديده مي‌شود.

علل

اين اختلال همانند ساير اختلال‌هاي روان‌پزشکي، علت واحدي ندارد و معمولا استرس را به عنوان مهم‌ترين عامل ايجاد آن متهم مي‌کنند. نگراني کودک از جداشدن از والدين (به‌خصوص مادر) و ترس از آسيب بدن و تاريکي، باعث مي‌شود کودک دچار اضطراب شديد شود. اگر کودک نتواند در اسرع وقت با کمک والدين و اطرافيان به آرامش برسد، به عادت‌هاي رفتاري مثل ناخن جويدن روي مي‌آورد. البته بعد از گذشت چند هفته تا چند ماه حتي در صورت حذف عامل اضطراب، اين اختلال به شکل يک عادت ماندگار در کودک به چشم مي‌خورد.

هر چند عوامل زيست‌شناسي، نقش بسزايي در بروز اين بيماري ندارد ولي ديده شده است در فرزندان والديني که مضطرب هستند و سابقه ناخن جويدن در خانواده‌ها آنها وجود دارد، شيوع اين اختلال بيشتر است. پس يادگيري از والدين يا اطرافيان کودک يکي از علل احتمالي بيماري به شمار مي‌رود. لازم به ذکر است حتي در کساني که سال‌ها قبل با، يا بدون درمان بيماري‌ بهبود پيدا کرده، امکان دارد با يک استرس، بيماري‌شان عود کند. اين اختلال در کودکاني که شير مادر مي‌خورند و در 2 سال اول زندگي با مادر هستند، کمتر ديده مي‌شود.

عوارض

هرچند در ابتدا کودک با ناخن جويدن به دنبال کسب آرامش است و انجام اين کار باعث کاهش اضطراب در او مي‌شود، ولي بعدها باعث ايجاد و تشديد اضطراب، افسردگي، کاهش اعتمادبه‌نفس، گوشه‌گيري و کاهش عملکرد ذهني، اجتماعي و در سنين بالاتر شغلي مي‌شود. عوارض جسمي اين اختلال نيز شامل خونريزي، عفونت مکرر دور انگشتان و در موارد شديد تغيير شکل ناخن‌ها و انگشتان مي‌شود.

عفونت‌هاي گوارشي و ابتلا به انگل نيز در مواردي ديده شده است. در برخي موارد هم که کودک به بيماري‌هاي جسمي مانند کم‌خوني مبتلاست، ابتلا به بيماري مي‌تواند اين اختلال را ايجاد کند. معمولا ناخن جويدن هنگام تماشاي فيلم‌هاي ترسناک يا بازي‌هاي مهيج و انجام فعاليت‌هاي فکري مانند درس خواندن تشديد مي‌شود.

درمان

با توجه به اينکه اين عادت رفتاري طي چند ماه يا چند سال اتفاق افتاده، والدين نبايد توقع داشته باشند اين اختلال به زودي برطرف مي‌‌شود. چنين تصوري باعث مي‌شود به علت بهبود نيافتن در زمان کوتاه يا عود بيماري، کودک افسرده و نااميد شود و درمان را رها کند.

اگر کودک شما با چنين مشکلي مواجه است، شما به عنوان يک پدر يا مادر بايد به نکته‌هاي زير توجه کنيد:

1) بيشترين سهم درمان برعهده خود بيمار است، سپس خانواده او و در نهايت کادر درماني.

2) انجام مشاوره و رفتار درماني از ضروريات درمان اين بيماري است.

3) ناخن‌هاي کودک بايد تا حد امکان کوتاه باشد تا تحريک به جويدن آن نشود.

4) والدين وقتي ناخن کودک را مي‌گيرند، بهتر است او را تشويق کلامي کنند. استفاده از روش تشويق بسيار موثر است: «اگر يک هفته ناخن‌هايت را نجوي، آخر هفته مي‌رويم پارک، رستوران يا سينما و...»

5) به هيچ‌وجه با استفاده از لاک ناخن درصدد رفع مشکل ناخن جويدن کودک نباشيد چراکه اين روش نه‌تنها تاثيري در درمان ندارد بلکه با جويدن ناخن آغشته به لاک، ممکن است کودک مسموم شود.

6) چسب زدن به ناخن و بستن انگشتان هم نه‌تنها به درمان کمک نمي‌کند بلکه با اين کار امکان تغيير شکل انگشتان وجود دارد. در مواردي حتي انجام اين کار براي مدت کوتاه، انگشتان را کج مي‌کند.

7) کودک را به‌دليل ناخن جويدن به‌خصوص در جمع سرزنش يا تمسخر نکنيد. بهتر است در مورد عوارض اين اختلال با کودک در تنهايي صحبت کنيد. ترجيحا اين کار بايد به‌وسيله افرادي غير از والدين، به‌خصوص درمانگران، مطرح شود.

8) از آنجا که اين بيماري به‌تدريج شکل گرفته، براي درمانش بايد حوصله به خرج داد. مثلا در ابتدا مي‌توان به کودک گفت در شروع درمان در هفته اول اجازه داري فقط ناخن‌ انگشت کوچکت را بجوي و در هفته دوم ناخن دوم و هفته سوم انگشت اشاره و....تا به اين ترتيب کودک عادتش را کاملا ترک کند.

9) امکان دارد کودک در صورت مواجهه با استرس کوتاه‌مدت شروع به ناخن جويدن کند که معمولا تا قبل از2 هفته برطرف مي‌شود ولي اگر بعد از 2 هفته اين عادت ادامه يافت، بايد درمان جدي شود.

_________________
تموم شهر خوابيدن من از فكر تو...


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: سه شنبه 14 مرداد 1393, 9:25 pm 

مورچه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: شنبه 31 تیر 1391, 11:46 pm

پست ها : 296

تشکر کرده: 317 بار
تشکر شده: 359 بار
شمارو به ارواح ننه بابای مشترکمون انقدر بچه هاتونو لوس بار نیارید فک کنن یه دنیاست و یه من.هیشکی نباید بگه بالای چشمم ابروئه؛هیشکی حق نداره جواب توهین و تمسخرمو بده
ارواح بابا آدم همون قدی که قربون قدوبالاش میرین روحیه انتقاد پذیریشم تقویت کنید ))-:

_________________
ســـالـــهـاســتـــــــــ به پــای غـــوره ها نشــسته ام
حـــلــوا نــمی شـــــونــــــد
نکنـــــد یک فریــب بزرگــــــــ باشد "صــبــــــــــــر"!



برای این پست از Lotus تشکر شده است : patriot
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: سه شنبه 4 شهریور 1393, 1:51 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 7 آذر 1390, 12:30 pm

پست ها : 2819

محل سکونت: قم- در قرمزه

تشکر کرده: 2764 بار
تشکر شده: 2395 بار
فرزندتان با ظاهرش مشکل دارد؟


تا به حال شده فرزندتان از اينکه قد کوتاه يا بلندي دارد يا اينکه موهايش کم‌پشت است يا بيني بزرگي دارد يا عينکي است به شما گله کند؟ بسياري از اين ويژگي‌ها ذاتي است و گرچه براي برخي درمان‌ها و روش‌هاي پيشگيري وجود دارد، اما بايد واقعيتي را پذيرفت و با آن کنار آمد. اگر اين مهارت مهم را به بچه‌ها نياموزيد قطعا او در کنار آمدن با ديگر واقعيت‌هاي زندگي‌اش مشکل خواهد داشت. آيا مي‌دانيد چطور بايد به فرزندتان کمک کنيد ظاهرش را آنگونه که هست، بپذيرد؟

تصوير


در آغاز بياييد ببينيم کدام کودکان خود را با ديگران مقايسه مي‌کنند. كودكان 6 ساله خودمحور هستند، يعني فقط از زاويه ديد خود به دنيا نگاه مي‌كنند. اما بعد از اتمام 6 سالگي و مخصوصا با ورود به نوجواني، ديد او برعكس مي‌شود، يعني تمام وقت فكر مي‌كند تماشاگر خيالي دارد و تلاش مي‌كند از زوايه ديد ديگران به خود نگاه كند. نوجوان در واقع به دنبال اين است که خود را مثل ديگران نشان ‌دهد تا كانون توجه و به‌زعم خود زيباتر شود و چيزي براي ارائه به اجتماع داشته باشد.

مانع تشديد خودزشت‌انگاري نوجوان ‌شويد

همه انسان‌ها در نوجواني احساس مي‌كنند به نوعي زشت‌تر از ديگران هستند، مثلا پيشاني كوتاهي دارند، دماغشان بزرگ است، قد كوتاهي دارند و... اين موضوع کاملا طبيعي است. نوجوان با تفكر «احساسي» چهره خود را از ديد ديگران ارزيابي مي‌كند مثلا چون فکر مي‌کند دماغش بزرگ است، احساس مي‌کند ديگران هم آن را بزرگ مي‌بينند. از سوي ديگر، در نوجواني پديده‌اي به نام «انتشار» وجود دارد. يعني وقتي در يك جمع فردي از احساسي صحبت مي‌كند، ناخودآگاه نوجوان هم متوجه همان احساس در خودش مي‌شود. چيزي شبيه خود بيمارانگاري. از اينها مهم‌تر، واكنش‌هايي است كه اطرافيان نوجوان به چهره و اندامشان نشان مي‌دهند. مثلا رفتار مادري كه مرتب روبروي آينه مي‌ايستد و خود را ورانداز مي‌كند يا در صحبت با ديگران مدام به فكر عمل‌هاي زيبايي است، الگوي بدي براي نوجوان است.

با نوجوان صحبت کنيد

به نظر مي‌رسد اولين كاري كه مي‌توانيم انجام دهيم، آموزش پذيرش ويژگي‌هاي ذاتي به فرزندمان است. براي اين منظور بايد اعتمادبه‌نفس نوجوان را با بيان ويژگي‌هاي مثبتي كه دارد، تقويت كنيم. البته لازمه‌اش اين است که خودمان به اندازه کافي اعتمادبه‌نفس داشته باشيم. برخورد والدين با نوجوان نيز مهم است. وقتي نوجوان مي‌گويد ناراحت است كه چه دماغ بزرگي دارد، به‌عنوان والدين چه رفتاري با او داريم؟ چقدر حوصله داريم با اين مساله علمي برخورد كنيم؟ آيا وقت مي‌گذاريم تا به نوجوان توضيح دهيم همه افراد در اين سن خودزشت‌انگاري دارند و 3-2 سال بعد اين تفكر كاملا از بين مي‌رود؟ چقدر عكس‌‌هاي دوران نوجواني خودمان را به فرزندمان نشان مي‌دهيم و در مورد احساساتمان در آن زمان صحبت مي‌كنيم؟ بهترين کار قبل از قضاوت و ارائه راه‌حل، همفكري و هم‌حسي با نوجوان است. فراموش نكنيد وقتي نوجوان با يك سوال، با يك گره و ناراحتي به والدين مراجعه مي‌كند، معني‌اش اين نيست كه پاسخ را نمي‌داند، قصدش اين است كه اطلاعاتش را با شما تبادل كند يا مي‌خواهد واكنش‌هاي گفتاري و رفتاري شما را در مورد ناراحتي‌اش بسنجد. آيا رفتار شما با لبخند و روي گشاده و همراه با پذيرش است يا برعكس؟

تقويت‌کننده‌هاي دروني را جايگزين کنيد

هيچ‌كس كامل نيست. همه ما عيب‌هايي داريم که گاهي باعث مي‌شوند روي آنها تمرکز کنيم و از موفقيت جا بمانيم اما بايد ياد بگيريم تقويت‌كننده‌هاي دروني داشته باشيم. شايد از بيرون مورد توجه نباشيم اما بايد خود را قبول داشته باشيم. اگر فرزند شما هوش رياضي خوبي دارد، خوب پيانو مي‌زند، ارتباط‌هاي اجتماعي قوي دارد و... بايد اين مسائل را مرتب به او يادآوري كنيد تا بياموزد در زندگي داشته‌هايش را ببيند و بشمرد و از يادآوري آنها لذت ببرد. نوجوانان به دليل توجه انتخابي که دارند، دست روي عيوبشان مي‌گذارند. به فرزندتان ياد دهيد زياد به خودش آفرين بگويد: «آفرين به خودم كه مرتب و منظم هستم»، «آفرين به خودم كه همين‌طور كه هستم، خودم را قبول دارم و با اينكه فلان نقص ظاهري يا عضوي دارم، اين فكر عاملي براي جدايي‌ام از جامعه نيست» و...

اگر نقص ظاهري فرزندتان آشکار است...

گاهي نوجوان عيبي آشكار دارد. اگر اين عيب قابل‌‌رفع كردن است، بايد آن را برطرف كرد. اگر نيست، بايد واقعيت را به او فهماند. اجازه بدهيد نوجوان به خاطر عيبي که دارد و فهميده نمي‌توان براي آن کاري کرد، حتي گريه كند. اگر اميد واهي به او بدهيد، ممكن است به بيراهه برود؛ مثلا باور کند که با خوردن فلان قرص بدون محدوديت سني روزي 3 سانت‌ به قدش اضافه مي‌شود و... انسان به‌صورت طبيعي و خداداد خودش مشكلاتش را انكار مي‌كند و تبليغات كذايي معمولا از اين ميل سوءاستفاده مي‌كنند.

_________________
تموم شهر خوابيدن من از فكر تو...



برای این پست از patriot تشکر شده است : Lotus
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: چهارشنبه 5 شهریور 1393, 4:44 pm 

مورچه تازه وارد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: شنبه 1 شهریور 1393, 4:20 pm

پست ها : 27

محل سکونت: خوب معلومه سکونتگاه/اصفهان

تشکر کرده: 7 بار
تشکر شده: 10 بار
مطالبتونو خوندم.مرسی از همتون.ماشاالله همه یه پا مهندس بچه این برای خودتون...
بچه هاتونو دوست داشته باشین.بهشون فرصت بدین تا کارای مختلف البته بی ضرر رو امتحان کنن.مثلا گل بازی تو باغچه...
والا مام که بودیم کلی با گل بازی می کردیم و مامان باباهامون نمی تونستن از تو باغچه جمعمون کنن...!
از بچتون به خاطر چیزایی که درست می کنن تعریف کنین.یه جورایی ذوق کنین.مطمئن باشید بعد از این اتفاق تا چند ساعت بعدش خیلی راحت بچه ی شما تحت کنترلتونه.حالا با خیال راحت بخوابین

_________________
حوا که باشی بعضی ها هوا برشان می دارد که آدمند!


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: شنبه 8 شهریور 1393, 4:00 pm 

مورچه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: سه شنبه 6 اسفند 1392, 7:21 pm

پست ها : 334

تشکر کرده: 422 بار
تشکر شده: 264 بار
یادمه آخرین باری که گل بازی کردم یه شیشه رفت تو دستم. ازونجایی هم که شب بود اصلا شیشهه دیده نمیشد...!!
فقط خون میرفت از دستم!!
اگه میخواین بچه هاتون گل بازی کنن ازین گل های اسباب بازی براشون بگیرید!!
مواظب باشید در هر صورت!!

_________________
تصوير


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: چهارشنبه 12 شهریور 1393, 11:44 am 

مورچه تازه وارد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: شنبه 1 شهریور 1393, 4:20 pm

پست ها : 27

محل سکونت: خوب معلومه سکونتگاه/اصفهان

تشکر کرده: 7 بار
تشکر شده: 10 بار
خانم ویولا حداقل تجربه شد.درسته؟

_________________
حوا که باشی بعضی ها هوا برشان می دارد که آدمند!



برای این پست از عسل تشکر شده است : ویولا
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: چهارشنبه 12 شهریور 1393, 1:11 pm 

مورچه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: سه شنبه 6 اسفند 1392, 7:21 pm

پست ها : 334

تشکر کرده: 422 بار
تشکر شده: 264 بار
بعله!!

_________________
تصوير


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: تربیت فرزندان
پستارسال شده در: چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394, 6:18 pm 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 7 آذر 1390, 12:30 pm

پست ها : 2819

محل سکونت: قم- در قرمزه

تشکر کرده: 2764 بار
تشکر شده: 2395 بار
با دعوای خواهر و برادر چگونه برخورد کنیم؟



نی نی بان: یکی از آرزوهای من برای فرزندانم این است که بهترین دوستان هم باشند. در ابتدا این آرزو واقعی و دست یافتنی به نظر می رسید. وقتی «لنا» سه و نیم سال داشت، عاشق سرگرم کردن خواهر کوچکترش بود و «آنیکا» شیفته تک تک حرکات «لنا» بود اما وقتی آنیکا تبدیل به یک کودک یک ساله مدعی و خرابکار شد، اوضاع کمی پیچیده تر شد. با وجود اینکه بعضی اوقات آنها را در حال خندیدن با هم می دیدم اما آنیکا اسباب بازی های لنا را کش می رفت، مجسمه شاهزاده آرزوهای لنا را می شکست و اتاق او را شلوغ می کرد. آرزو می کردم یک چوب جادو داشته باشم تا آن را در هوا تکان بدهم تا همه این اختلافات ناپدید شوند.

تصوير

مشخص شده کارهای زیادی وجود دارند که والدین می توانند انجام دهند تا نقش موثری داشته باشند. آدل فابر، یکی از نویسندگان کتاب «خواهران و برادران دور از رقابت» می گوید: کودک از 2 سالگی می تواند یادگیری مفهوم احترام، گوش دادن به دیگران و همکاری برای یافتن راه حل را شروع کند.

دستورالعمل های بعدی را دنبال کنید تا به کودک کمک کنید با خواهر یا برادر بزرگترش بهتر رفتار کند :

رفتار مناسب را آرام آرام به کودک القا کنید

در حالی که بسیاری از والدین تمایل دارند فرزندشان را برای ندانستن رفتار مناسب ببخشند اما این شیوه معمولا عواقب بدی دارد. لیزا هنسون، یکی از نویسندگان کتاب خواهران و برادران مشغول می گوید: «این روش باعث می شود کودک کوچکتر تصور کند که کاملا آزاد است و می تواند فرزند بزرگتر را آزرده کند.» به جای تمرکز بر روی رفتارهای بد، کودک را راهنمایی کنید تا نوبت گرفتن را یاد بگیرد و به او نشان بدهید که چگونه می تواند مودب و با ملاحظه باشد.

با مهربانی به او یادآوری کنید که نباید اسباب بازی ها را کش برود و با گفتن این جملات او را به صبر کردن تشویق کنید: «خواهرت مشغول بازی با بلوک های خانه سازی است اما اگر آرام باشی، وقتی بازیش تمام شود، به تو اجازه می دهد که با آنها بازی کنی.» حتی اگر کودک شما کلام شما را کاملا نفهمد اما از لحن شما متوجه خواهد شد.

کودکان را به کار گروهی تشویق کنید

اگر خواهر و برادرها همدیگر را مانند دشمنانی می بینند که برای جلب محبت شما با هم مسابقه می دهند، آنها را در مسیری قرار دهید که بتوانند شریک همدیگر شوند. فابر می گوید: «هر چیزی که باعث می شود کودک کوچکتر احساس کند که در آن نقش دارد و کودک بزرگتر احساس کند نقش حمایتگر را بر عهده دارد، به آنها کمک می کند تا به هم نزدیک و دلبسته شوند.» وقتی کودک برای پوشیدن کفش هایش به کمک نیاز دارد، او را پیش خواهر یا برادر بزرگترش بفرستید. این کار کودک کوچکتر ار تشویق می کند تا به کودک بزرگتر اعتماد کند و به طور همزمان فرزند بزرگتر هم احساس توانمندی و اهمیت می کند.

یک راهکار وحدت بخش دیگر که می توانید از آن استفاده کنید : ببینید اگر کودکان می توانند اسباب بازی هایشان را قبل از اتمام وقتی که شما تعیین می کنید، جمع کنند. می توانید از زمان سنج استفاده کنید و در حالی که مشغول جمع کردن وسایل هستند، آنها را تشویق کنید و به آنها بفهمانید که یک تیم فوق العاده هستند.

تصوير

به دنبال برابری نباشید

دکتر جان دراکر، استاد دانشگاه روانشناسی و عضو انستیتوی رشد کودک در کالج سارا لااورنس واقع در نیویورک می گوید: فقط به این دلیل که می خواهید در مورد فرزندانتان عادل باشید، نباید با آنها کاملا مشابه و مانند هم رفتار کنید.

کودک نوپا و خواهر یا برادر بزرگترش قابلیت های رشدی، نیازها و خواسته های متفاوتی دارند. در برابر خواسته کودک کوچکتر برای سوار شدن اسکوتر برادر یا خواهر بزرگتر و یا بیدار ماندن بعد از ساعت خواب چون کودک بزرگتر بیدار است، مقاومت کنید. در عوض وقتی فرزند بزرگتر حضور ندارد، زمانی را برای خواندن کتاب داستان در نظر بگیرید تا کودک کوچکتر هم احساس خاص بودن کند.

به حس مالکیت کودک احترام بگذارید

مجبور کردن کودک کوچک برای اینکه وسایل مورد علاقه اش را در اختیار دیگران بگذارد، می تواند به احساس امنیت او آسیب برساند و باعث شود خواهر یا برادر بزرگترش را اذیت کند. آناستازیا گاوالاس، مولف کتاب «شش قدم کوچک برای موفقیت به عنوان والد مدرن» می گوید: «داشتن چیزهایی که همه می توانند از آن استفاده کنند برای کودک بسیار سخت به نظر می رسد.» شما باید طوری برنامه ریزی کنید که هر کودک سبد مخصوص خودش را برای اسباب بازی هایی را داشته باشد که فقط به خودش تعلق دارند یا فضاهای بازی مجزایی را برای کودکان ترتیب بدهید. فرزند کوچکتر شما مجبور است توجه شما و خیلی چیزهای دیگر را با خواهر یا برادرش تقسیم کند. دادن کمی اختیار کنترل به کودک کمک می کند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد و کمتر رقابت کند.

بازی را آغاز کنید

فعالیت هایی را پیدا کنید که کودک کوچکتر و فرزند بزرگتر بتوانند با هم در آن شرکت کنند و از آن لذت ببرند. یکی از فعالیت هایی که می توانید انجام بدهید، ساختن یک کمپ داخل خانه است. به کودک کوچکتر اجازه بدهید از بلوک های خانه سازی برای ساختن دیوار کمپ استفاده کند در حالی که کودک بزرگتر با استفاده از بالش ها و کوسن ها قلعه می سازد یا می توانید از کودک بزرگتر بخواهید نقش یک کتاب فروش را بازی کند و در حالی که مشتری کوچکش کیفش را پر و خالی می کند، کتاب ها را کنترل کند. فرزند کوچک تر ممکن است از اینکه نقش بیمار کودک بزرگتر را بازی کند هم لذت می برد.

دکتر دراکر می گوید: «حتی اگر کودک کوچکتر کاملا متوجه سناریو بازی نشود اما از توجه لذت می برد.» حتما کودکان را هنگام بازی زیر نظر بگیرید تا مطمئن شوید فضای بازی دوستان باقی می ماند و برای حل اختلافات و هدایت مجدد به بازی، آماده باشید. به کودکان فرصت بدهید هر چیزی را خودشان تجربه کنند تا تعامل با محیط آنها را به سمت ساختن یک رابطه عمیق و پایدار هداست کند.

_________________
تموم شهر خوابيدن من از فكر تو...



برای این پست از patriot تشکر شده است : Lotus
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 40 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4

اطلاعات

تعداد صفحات: صفحه 4 از 4

    

تعداد پست ها:  40 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان مدير انجمن: شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
جستجو براي:
انتقال به:  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
cron

کپی رایت

 
yukari

Powered by : phpBB | Style by: Meis@M & GOD send
Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com | New Zeland Shuttle