¤¤¤  لحظات خوبی برای شما آرزومندیم  ¤¤¤

مشاهده پست هاي بدون جواب | نمايش مبحث هاي فعال

نام کاربري:
کلمه عبور:

به یاد داشته باش
فقط در در صفحه اصلی تالار میتوانید از ورود سریع استفاده کنید
درخواست عضویت   ورود 



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 109 پست ]  برو به صفحه قبلي  1 ... 6, 7, 8, 9, 10, 11  بعدي
forumtools   forumtools
نويسنده پيغام
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: سه شنبه 22 مرداد 1392, 9:55 pm 

مورچه نیمه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: دوشنبه 14 مرداد 1392, 2:26 pm

پست ها : 113

محل سکونت: teh

تشکر کرده: 104 بار
تشکر شده: 106 بار
خدا بخیر کنه خالم اینا سوریه هستن
امیدوارم اتفاقی براشون نیوفته :گریه:

_________________
منو خدا شما همه...


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: سه شنبه 12 شهریور 1392, 6:40 pm 

مورچه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: يکشنبه 10 اردیبهشت 1391, 3:35 pm

پست ها : 269

تشکر کرده: 178 بار
تشکر شده: 294 بار
قصه ناتمام…مهاجرت به استرالیا

تصوير

زوج جوانی تازه از راه رسیده بودند از سیمای شان پیدا بود که هر دو همدیگر شان را خیلی دوست داشتند، خوشبخت به نظر می رسیدند دارای پسری خوشگلی بودند او را علی طه صدایش می کردند،علی طه تازه می تواست راه برود ، خیلی به آرامی راه می رفت تا به زمین نخورد، آرام آرام گام بر میداشت، وی با مادرش هر روز لحظاتی را در بیرون از خانه سپری می کرد، رو به روی خانه وی میدان خاکی بود که «علی طه» هر روز در آن خاک بازی می کرد، مادرش نیز توده های چوب و سنگ ریزه ها را جمع آوری می کرد تا برای پسرش خانه ی بسازد و لحظه ی مصروف شود.
او یگانه فرزند خانواده بود که غم و غصه مهاجرت را از چهره پدرو مادرش می زدود، گر چه نوعی گرفتگی و یاس در چهره آنان دیده می شد ولی شیطنت ها و شیرین زبانی های پسرش همه خستگی های روزگار را به دنیای از شادی و نشاط مبدل می کرد

اما اکنون دیگه از علی طه و مادرش خبری نیست، هیچگاه نمیآیند با خاک بازی نمی کنند، همگان فکر کنند شاید دیگر علی طه بزرگ شده با خاک بازی نمی کند، کاش او بزرگ می شد اما همیشه با خاک بازی میکرد.
جاییکه علی طه لحظه های دوری از وطن را با خاک بازی سپری می کرد، یکی از شرکت های مخابراتی اجاره کرده اطرافش را با میله های ظریف فلزی حصار کشیده، دیگر از علی طه خبری نیست، او نمی تواند اینجا بیاید، او دیگر توان بازی کردن را ندارد.
هر زمان که از آن محل رد می شوم به یاد آن لحظه های می افتم که علی طه در دنیای کودکانه اش غرق خاک بازی بود گاه گاهی به زمین می افتاد، مادرش بی تابانه می دوید یگانه فرزندش را از زمین بلند می کرد گرد و خاک لباسش را می تکاند و بوسه بارانش می کرد.
ای کاش علی طه می بود، صد حیف که او دیگر نیست، آری او رفت نه تنها بلکه با پدرو مادرش با هم بدنبال آرزوی که همه اعضا خانواده اش را از ایران به افغانستان و از آنجا به اندونزی کشاند.
گاهگاهی که با پدر علی طه با هم می نشستیم سر صحبت باز می شد هر کی از مسیر راه و سختی های که کشیده بودند قصه می کردیم وی نوعی ترس و دلهره و ناامیدی در دلش ایجاد می شد برایش می گفتم برادر چرا همینجا(اندونزی) نمی نشینید همینجا کیس بیندازید همه این خطرها را که پشت گذاشته اید بس است، ظاهرا گفته های مرا تایید می کرد و می گفت راست میگی وقتی که از مالزی آمدیم شب بود قچاقبر ما را سوار بر قایق کوچکی کرد و به راه افتادیم ولی در مسیر راه دریا طوفانی شد دست از زندگی ام شسته بودم به راستی که سفر دریا خطرناک است…
عاقبت در یکی از شب های تابستانی شب ۲۷اگوست ۲۰۱۲ شبانگاه محل را بی خبرانه ترک کرده رفتند چه ترکی ! برای همیشه جمع کثیری از هم وطنان پناهجو رفتند تا به سرزمین آرزوها برسند، آنها همه بی خبرانه از سرنوشت ، سوار مرکب مرگ می شوند آرام آرام پیش می روند تا پس از دو شبانه روزی که هنوز در آب های اندونزی بوده آرامش دریا به هم می خورد، دریا با آدمها خشم می گیرد، دریا خشمگین .و خروشان می شود، همه مسافرین در بین آب سرگردانند، دریا دهان باز نموده تا همه را ببلعد، دیگر امیدی برای زنده ماندن نیست، امواج یکی پشت سر هم سر می رسد، عاقبت موجی خروشنده یی کشتی را از هم میدرد، با تاسف کشتی حامل پناهجویان در آبهای اقیانوس هند دچار سانحه ی شدیدی می شود، همه مسافرین در بین امواج خروشان رها و سرگردان می مانند، عده ی کمی شاید نزدیک به ۵۰ نفر توسط گروه امداد استرالیای نجات می یابند، سر انجام پس از آنکه کشتی حامل پناهجویان دچار سانحه شدیدی گردیده بود شب ۲۹ اگوست ۲۰۱۲ علی طه و خانواده اش با ده ها تن از پناهجویان دیگر در قعر دریا برای همیشه فرو رفتند.

_________________
تصوير



برای این پست از نیما تشکر شده است : 2 salmanسونیا
  امتیاز: 8.7%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: سه شنبه 12 شهریور 1392, 6:45 pm 

مورچه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: يکشنبه 10 اردیبهشت 1391, 3:35 pm

پست ها : 269

تشکر کرده: 178 بار
تشکر شده: 294 بار
خدا خسته شدیم ازاین همه غصه های مهاجرت وغربت ما تودنیا حقی داریم کی میخای بدی
ولی بازم شکر

_________________
تصوير


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: سه شنبه 12 شهریور 1392, 10:54 pm 

ستاره مورچه ها

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: شنبه 14 آبان 1390, 5:33 pm

پست ها : 2753

محل سکونت: No Where Land

تشکر کرده: 1285 بار
تشکر شده: 1185 بار
نیما نوشته است:
خدا خسته شدیم ازاین همه غصه های مهاجرت وغربت ما تودنیا حقی داریم کی میخای بدی
ولی بازم شکر

چرا از خدا میخوای ؟
خدا مگه حقت رو گرفته که حالا حقت رو میخوای؟
خدا فرموده : سرنوشت هیچ قومی را تغییر ندادیم مگر اینکه خودشان خواستند .
به نظرت ماها خودمون میخوایم سرنوشتمون عوض شه ؟

_________________
تصوير


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: جمعه 14 شهریور 1392, 12:54 am 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: يکشنبه 15 آبان 1390, 8:17 pm

پست ها : 975

محل سکونت: QoMً

تشکر کرده: 1053 بار
تشکر شده: 1377 بار
Afghan Star نوشته است:
نیما نوشته است:
خدا خسته شدیم ازاین همه غصه های مهاجرت وغربت ما تودنیا حقی داریم کی میخای بدی
ولی بازم شکر

چرا از خدا میخوای ؟
خدا مگه حقت رو گرفته که حالا حقت رو میخوای؟
خدا فرموده : سرنوشت هیچ قومی را تغییر ندادیم مگر اینکه خودشان خواستند .
به نظرت ماها خودمون میخوایم سرنوشتمون عوض شه ؟


توام که... همش حرفا قشنگ قشنگ میزنی...
افغانستان ویرانیش در حدی نیس که منو اون نیما و صد تا بد بخت دیگه بخایم
افغانستان دو تا همسایه داره به اسم ایران و پاکستان خودت تا تهشو برو
افغانستان فعلا دسته ما نیس دسته امریکاییاس که یروز میگن با طالبان صلح کن فردا یه چیز دیگه
اون کچل بیچارم مجبوره با ساز همه دنیا برقصه...
بیاید واقع بین باشیم

_________________
یه وقتایی همه چی هست...
ولی اونی که باید نیست...



برای این پست از LeiLa تشکر شده است : fazil
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: جمعه 15 شهریور 1392, 9:14 am 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: جمعه 18 اسفند 1391, 10:30 am

پست ها : 831

محل سکونت: اصفهون

تشکر کرده: 1080 بار
تشکر شده: 734 بار
LeiLa نوشته است:
Afghan Star نوشته است:
نیما نوشته است:
خدا خسته شدیم ازاین همه غصه های مهاجرت وغربت ما تودنیا حقی داریم کی میخای بدی
ولی بازم شکر

چرا از خدا میخوای ؟
خدا مگه حقت رو گرفته که حالا حقت رو میخوای؟
خدا فرموده : سرنوشت هیچ قومی را تغییر ندادیم مگر اینکه خودشان خواستند .
به نظرت ماها خودمون میخوایم سرنوشتمون عوض شه ؟


توام که... همش حرفا قشنگ قشنگ میزنی...
افغانستان ویرانیش در حدی نیس که منو اون نیما و صد تا بد بخت دیگه بخایم
افغانستان دو تا همسایه داره به اسم ایران و پاکستان خودت تا تهشو برو
افغانستان فعلا دسته ما نیس دسته امریکاییاس که یروز میگن با طالبان صلح کن فردا یه چیز دیگه
اون کچل بیچارم مجبوره با ساز همه دنیا برقصه...
بیاید واقع بین باشیم

بله موافقم
صد در صد
اون کچل هیچ کارس
در حقیقت ماهم هیچکاره ایم
از دست این همسایه های مهربون و دلسوز

_________________
این نکته ی رمز اگر بدانی دانی

هر چیز که در جستن آنی آنی


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: چهارشنبه 20 شهریور 1392, 4:51 pm 

ستاره مورچه ها

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: شنبه 14 آبان 1390, 5:33 pm

پست ها : 2753

محل سکونت: No Where Land

تشکر کرده: 1285 بار
تشکر شده: 1185 بار
LeiLa نوشته است:
Afghan Star نوشته است:
نیما نوشته است:
خدا خسته شدیم ازاین همه غصه های مهاجرت وغربت ما تودنیا حقی داریم کی میخای بدی
ولی بازم شکر

چرا از خدا میخوای ؟
خدا مگه حقت رو گرفته که حالا حقت رو میخوای؟
خدا فرموده : سرنوشت هیچ قومی را تغییر ندادیم مگر اینکه خودشان خواستند .
به نظرت ماها خودمون میخوایم سرنوشتمون عوض شه ؟


توام که... همش حرفا قشنگ قشنگ میزنی...
افغانستان ویرانیش در حدی نیس که منو اون نیما و صد تا بد بخت دیگه بخایم
افغانستان دو تا همسایه داره به اسم ایران و پاکستان خودت تا تهشو برو
افغانستان فعلا دسته ما نیس دسته امریکاییاس که یروز میگن با طالبان صلح کن فردا یه چیز دیگه
اون کچل بیچارم مجبوره با ساز همه دنیا برقصه...
بیاید واقع بین باشیم


با حرفت موافقم اما مخالفتی با حرف من نداشت !
هنوزم میگم ماها نمیخوایم تغییر کنیم ماشالله ما مردم در مقابل تغییرات بدجوری سخت جونیم ! دنیا بخواد مارو تغییر بده خودش تغییر می کنه اما ما نه !
داستان ایران و پاکستان که واضح و مبرهنه و به کسی پوشیده نیست
افغانستان الان مثه یه طفل سرراهی هست که هرکسی با لگد میزنش

_________________
تصوير



برای این پست از Afghan Star تشکر شده است : ebihoseini
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: يکشنبه 21 مهر 1392, 3:02 pm 

مورچه فعال

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: پنج شنبه 26 اردیبهشت 1392, 6:15 pm

پست ها : 253

محل سکونت: l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

تشکر کرده: 809 بار
تشکر شده: 454 بار
دوستانی که تمایل دارن به سمت استرالیا برن با این آیدی در تماس باشن yare_mosafer@yahoo.com

ازونجایی که افراد زیادی در راه مهاجرت به استرالیا توی آب های آزاد جونشونو از دست دادن تصمیم بر این شد تا در اندونزی یه کمپ تشکیل بشه تا مردم برای رسیدن به کمپ سازمان ملل دیگه تا خود استرالیا نرن.

خوب دوستان عزیز یکی از دوستانم با هزینه 8 هزار دلار شما رو کاملا قانونی با پرواز مستقیم میبره مالزی و سپس اندونزی .ازونجا هم کسانی که تمایل دارن به صورت انفرادی برن سمت استرالیا میتونن با قایق بزن و هزینش از 2 هزار دلار تا 6 هزار دلار هست

اگه دوست نداشتن میتونن تو همون اندونزی یا مالزی تو کمپ سازمان ملل بمونن تا نتیجه کیسشون مشخص بشه

در ضمن کسانی که از طریق این فرد میرن مالزی یا اندونزی کاملا قانونی هستن و میتونن به صورت آزادانه در سطح هر دو کشور تردد کنن

_________________
از تمام دلتنگی ها،
از اشک ها و شکایت ها که بگذریم ..

باید اعتراف کنم : مادرم که می خندد.. خوشبختم..
: :گل: :گل:


بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: پنج شنبه 2 آبان 1392, 9:57 pm 

مورچه حرفه ای

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: پنج شنبه 10 مهر 1392, 12:13 am

پست ها : 410

محل سکونت: قم

تشکر کرده: 741 بار
تشکر شده: 602 بار
به چه قیمتی میخواییم خانواده مونو ترک کنیم؟
به قیمت درس ؟
به قیمت پول در اوردن؟
مهاجرت به کشورهای اروپایی داره بین مهاجرین عزیزمون گسترش پیدا میکنه. من خونواده هایی رو از نزدیک دیدم که بچه شون رفته و خودشون نون شب ندارن بخورن چرا چون همه ی سرمایه شونو برا پسره فرستاده تا آقا بره اونجا خوش گذرونی کنه. این انصافه؟؟؟؟؟؟؟
اونایی که از لحاظ مالی در شرایط خوبی هستن اونا سرجای خود. انصاف نیست پدر و مادرامونو اینجا تنها بذاریم و بریم سراغ کار خودمون. اخرت، دنیا، ثروت، دارایی، همه ی اینا در کنار پدر و مادر لذت بخشه.

_________________
خوشبختي از آن کسي است که در پي خوشبختي ديگران باشد.



برای این پست از Hidden تشکر شده است : parisa
  امتیاز: 4.35%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
 موضوع پست: Re: مهاجرت
پستارسال شده در: جمعه 3 آبان 1392, 8:15 am 

مورچه ارشد

نماد کاربر
offline


تاريخ عضويت: شنبه 21 اردیبهشت 1392, 10:57 am

پست ها : 979

محل سکونت: تهران

تشکر کرده: 1343 بار
تشکر شده: 1871 بار
ﺑﻠﻪ و ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﺑﻦ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭز ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﺷﻪ

ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻢ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻛﻲ ﺍﺯ ﻣﺮﺯ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻥ
ﻭﻟﻲ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﺑﻌﺪﺵ ﺟﻲ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻛﺪﻭﻡ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ

ﺩﺧﺘﺮﺷﻮﻥ ﻓﻨﻠﺎﻧﺪ
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﺴﺮﺍ ﺍﻟﻤﺎﻥ
ﺍﻭﻥ ﻳﻜﻲ ﻧﺮﻭﺯ
ﺑﺪﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻳﻮﻧﺎﻥ
ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻧﻢ ﺗﺮﻛﻴﻪ
ﺍﺻﻦ ﻳﻪ ﻭﺿﻲ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﺷﻮﻥ ﻛﻠﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ باشيد

_________________
ﺑﺴﺘﻧﻰ :-)



برای این پست از parisa تشکر شده است : 2 ebihoseinimorteza_akbari
  امتیاز: 8.7%
بالا
 مشخصات  
 
 
 
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 109 پست ]  برو به صفحه قبلي  1 ... 6, 7, 8, 9, 10, 11  بعدي

اطلاعات

تعداد صفحات: صفحه 9 از 11

    

تعداد پست ها:  109 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان مدير انجمن: شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
جستجو براي:
انتقال به:  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
cron

کپی رایت

 
yukari

Powered by : phpBB | Style by: Meis@M & GOD send
Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com | New Zeland Shuttle